خرید بک لینک
من تولد دوست دارم.برف شادی دوست دارم. دورا رو دوست دارم. اسپانج باب رو دوست دارم. من هی دوست دارم بازی کنم اسپانج باب خنده داره من خیلی ماهی دوست دارم من کتی رو خیلی دوست دارم ماما دوس داش بلوز سبز بپوشم. من صورتی انتخاب کردم.بابا هم گفت سبز. من گفتم صورتی. مامان گفت سبز و صورتی دیگه تموم شد.

برچسب: دورا, نویسنده: پرنیا حبیبی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 4:16

ح

برچسب: الاغنية,تذكرني,بسوريا, نویسنده: پرنیا حبیبی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 4:16

طبق معمول من و برادرم و مادرم نصف شب بیدار موندیم. پدرم هم طبق معمول خواب است. امشب وقتی وبلاگ پنج سالگی ام را دیدم و حتی کوچک تر. تعجب کردم و یه کم خندیدم و یه کم خجالت کشیدم. خیلی خوشحال شدم که مادرم وبلاگم رو برام نگه داشته. بن هم وبلاگ قدیمی اش را خواند و خندید و میخواهد دوباره بنویسد. راستی شکلک یادم رفت: امروز مهمونمون رفت. من و پسرعمه ام چندتا تردستی درست کردیم. بعضی هاش خیلی خنده دار شدن.

برچسب: نانا,تعجب,کرده, نویسنده: پرنیا حبیبی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 4:16

صفحه بندی